×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

false
true
true
اختصاصی فینیکس / «آخرین داستان» خوش است

سجاد شیاسی –

کشور ما از دیرباز مهد داستان‌های اساطیری و افسانه‌ای بوده و سرآمد همه متون و کتاب‌ها شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است. تلاش‌های این شاعر بزرگ در پاسداری از زبان و حکم فارسی به حدی قابل ملاحظه است که ستایش غربی‌ها را نیز برانگیخته و کتاب وی یکی از نفیس ترین آثار در این باب است. زندگی در کشورِ با قدمتی همچون ایران ما را خواه و ناخواه با این اساطیر و داستان‌های آنان آشنا می‌کند، اما مساله‌ی مشهود آن است که ما به قدری که سزا باشد ادای دینی به پدیدآوردندگان و نویسندگان چنین کتاب‌هایی به جای نیاورده‌ایم. به جز چند مورد (انیمیشن قلب سیمرغ و راز سیاوش)  دست و پا شکسته که ساخته نشدنشان بهتر از ساخت آنها بوده، چیز درخور دیگری در این باب نمی‌یابیم و سینمای حماسی این مرز و بوم به فیلم‌هایی با ژانر دفاع مقدس خلاصه می‌شود.

پرداخت نکردن به این دست موضوعات که به نوعی هویت ملی ما محسوب می‌شود به قدری مشهود است که اگر از نوجوانان و جوانان راجع به کاراکتر خاصی در سریال بازی تخت و تاج و یا ارباب حلقه‌ها سوال شود چند سطری برای ارائه خواهد داشت ولی کافی است از یکی از شخصیت‌های معروف در شاهنامه سوالی شود؛ واضح است که بسیاری حرفی برای گفتن ندارند و شاهنامه را در هفت خوان رستم و آن هم نه با اطلاعات کامل خلاصه می‌کنند. استودیو هورخش که از ابتدا برای کم کردن این فاصله گام به میدان نهاد، هدف خود را شناساندن هویت ملی-اساطیری ایرانیان با استفاده از متدهای روز قرار داد. شنیده‌ها حاکی از آن است که کار این پروژه فاخر از سال ۱۳۸۹ شروع شده بوده اما به طور جدی در سال ۱۳۹۴ آغاز می‌شود؛ روندی که قبل از آن با رونمایی از کمیک ۴ جلدی جمشید شروع و با انیمیشن آخرین داستان به پایان رسیده بود.

انیمیشن آخرین داستان در ادامه‌ی کمیک‌های جمشید آغاز می‌شود. دوران سلطنت جمشید دوران طلایی اساطیری ایران است. جمشید اسطوره‎‌ای برخوردار از فر ایزدی است و در راه شهر آرمانی خودش تلاش بسیاری می‌کند. آخرین داستان با سقوط جمشید آغاز می‌شود. جمشید بعد از اینکه بر خلاف معاهده‌اش با دیوان به آنها حمله می‌کند، درگیر یک جنگ بزرگ می‌شود که در نهایت موجب به سقوط جمشید و رفتن او از سرزمین خود می‌شود. با رفتن جمشید حکومت به مرداس می‌رسد؛ مرداس اما چند روز بعد می‌میرد و فرزندش ضحاک فرمانروای ایران می‌شود. او تنها دختر جمشید به نام شهرزاد را در قلعه خودش محبوس می‎‌کند، چرا که به او علاقه‌ای خاص دارد. ضحاک که با اهرمن پیمان می‌بندد دستور می‌دهد زندگی را بر مردم سخت‌تر کنند و مالیات آنها دو برابر شود و هرکس که توانایی پرداخت مالیات را ندارد جوانش را برای کار به قصر بفرستد. کاوه آهنگر و فرزندش روزبه از سردمداران مقابله علیه ظلم ضحاک هستند و سعی می‌کنند با کمک مردم ضحاک را از تخت پایین بکشند.

 آغاز کوبنده انیمیشن آخرین داستان از دید یک سرباز در میان جنگ انسان‌ها و دیوها، نویدبخش اثری حماسی-اکشن است و خوشبختانه این ریتم تا پایان انیمیشن همراه آن باقی می‌ماند. حفظ ریتم در طول مدت زمان انیمیشن از جمله موارد بسیار سختی بوده که فیلمنامه از پس آن برآمده و با وجود مدت زمان نسبتا طولانی اثر، کم پیش می‌آید که بیننده احساس خستگی کند. این فیلم سینمایی با کارگردانی و نویسندگی اشکان رهگذر که موسس استودیو هورخش نیز هست اکران شد. نویسنده داستان سعی دارد با استفاده از متون مختلف و منابع موجود، داستان را براساس ذوق و قریحه خودش بنویسد که در بخش‌هایی نیز شخصیت‌های داستان با آنچه در متون کهن وجود دارد تفاوت فاحشی دارد؛ اما داستانی جذاب را با بازنویسی این اساطیر به سبک خود کند. سازنده انیمیشن به جای تکرار مکررات در داستان، دست به ابداعاتی زده که به خودی خود روند نقل داستان را جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌کند. داستانی که او نوشته شاید به مذاق برخی باستان شناسان یا میهن پرستان دو آتشه خوش نیاید اما او تخلصی حرفه‌ای کرده از کتاب‌های شاهنامه، بندهش، ندیداد، اوستا و … .

فیلمنامه در بخش‌هایی با شتاب عمل می‌کند و از روی برخی المان‌های مهم داستانی به سرعت می‌گذرد. این موضوع احتمالا برای کاهش مدت زمان انیمیشن صورت گرفته (همین نسخه فعلی هم چیزی حدود دو ساعت است که فراتر از حالت عادی اکثر انیمیشن‌های دنیا است) ولی باعث شده که یک سوم پایانی نسبت به آغاز، گیج‌کننده‌ باشد. حقیقتش را بخواهید به وضوح مشخص است که نویسنده قصد داشته داستان را در بخش‌های انتهایی زودتر به سرانجام برساند و نوع روایت آن را نسبت به شروع ماجرا، سرسری رد کرده است. شاید فیلم خشن به نظر برسد اما باید این نکته را گوشزد کرد که اساطیر ملل کهن خالی از خشم نبوده‌اند و این مورد دست کم در بیش‌تر ملل مشترک و نمایش آن در شرح و پرداخت کاراکترها به جا و با اهمیت است.

قطب «خیر» و «شر» که از عناصر مهم تقابل در اساطیر کهن و داستان‌های الهام گرفته از شاهنامه، در این انیمیشن کاملا نمایان می شوند و همین تقابل خیر و شر و به عبارتی قهرمان و ضدقهرمان است که خط اصلی داستان را به روایت‌های کلاسیک جذاب و انیمیشن‌های قدیمی‌ترِ دو بعدیِ شرکت‌هایی چون والت دیزنی نزدیک می‌کند و در جریان همین رویارویی است که شخصیت‌ها در مسیر داستان شکل گرفته و تکامل می‌یابند. لیلا حاتمی که نقش راوی و البته شهرزاد را بر عهده دارد، صدای خود را به این انیمیشن قرض داده و توانسته به زیبایی داستان را برای بینندگان تعریف کند. حامد بهداد نیز نقش منفی ماجرا را بر عهده دارد و صدایش را به ضحاک قرض داده است. نام‌های دیگری چون حسن پورشیرازی، اشکان خطیبی، بیتا فرهی، شقایق فراهانی، ملیکا شریفی نیا، زهیر یاری، باران کوثری، بانیپال شومون و فرخ نعمتی هم در لیست صداپیشگان به چشم می‌خورند که اکثرشان کار خود را به درستی و البته متاسفانه تعداد معدودی از آنها هم با ناشی‌گری کارشان را انجام داده‌اند. در مجموع اما می‌توان گفت بخش صداپیشگی انیمیشن آخرین داستان نمره نسبتا کاملی دریافت می‌کند و این بخش با آوازهای بی‌نظیری که در طول مدت انیمیشن پخش می‌شود تکمیل می‌گردد. جدا از آوازها، موسیقی ساخته شده توسط کریستف رضاعی کمک زیادی به حال و هوای حماسی اثر می‌کند.

در نهایت به نظر می‌رسد درست است که این انیمیشن در مقام مقایسه مقابل رقبای خارجی‌اش از نظر فنی و تکنیکی ایرادات مشخص و فاحشی داشته باشد اما در ایران به عنوان صنعتی نوپا کار فاخر و زیبایی رقم خورده است و می‌توان گفت حس رضایت هر بیننده را به عنوان یک ایرانی برانگیزد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false