×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

false
true
true
اختصاصی فینیکس / یادداشت‌های امیر گنجوی درباره فیلم‌های جشنواره ساندنس ۲۰۲۰ (شماره ۲)

ارزش (Worth)

از فیلم‌های تحسین شده‌ای که در جشنواره به نمایش درآمد می‌توانیم از فیلم Worth یا ارزش نام ببریم. داستان فیلم ماجرای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است و پیرامون این می‌گذرد که دولت آمریکا پس از اتفاقی که رخ داد احساس کرد که ممکن است خانواده‌های مختلفی بعد از این ماجرا شکایت کنند و از شرکت‌های هواپیمایی غرامت بخواهند و این ممکن است مبلغ قابل توجهی بشود و اقتصاد آمریکا را نابود کند، از همین رو  یک گروه را مامور کرد که به ارزیابی و تخمین زدن جان آدم‌ها بپردازند و مشخص کنند که قربانی‌هایی که این ماجرا داشته هرکدامشان چه ارزشی داشتند و این را تحت عنوان یک فاند در اختیار قربانیان قرار بدهد. این گروه تحقیقاتی و وکلایشان شروع به انجام این پروژه می کنند و داستان ما را با اتفاقات مختلفی که برای آن‌ها رخ می‌دهد روبرو می‌کند. سوال اصلی این است که آیا ما می‌توانیم قیمت جان یک آدم را تعیین کنیم؟ آیا می‌توانیم مشخص کنیم که به طور مثال یک شخصی ۲۳ ساله بوده و در این ماجرا از بین رفته، جانش چقدر ارزش داشته است؟ آیا شخصی که مدیرعامل یک شرکت بوده جانش با ارزش‌تر از کسی است که به عنوان یک ادم عادی  در برج کار می کرده ؟ آیا تفاوتی بین قیمت جان یک فرد مجرد و یک فرد متاهل است ؟ سوالات مختلفی است که در فیلم مطرح می‌شود و کارگردان سعی می‌کند که در طول زمان به آنها جواب‌هایی را بدهد و در نهایت اگر ابتدای فیلم با این دید شروع می‌شود که می‌توانیم جان انسان‌ها را به صورت کمّی محاسبه کنیم و برای همه قیمت‌های مشخصِ ریاضی‌وار تعیین کنیم، در آخر فیلم ما را به این نتیجه می‌رساند که باید به تک تک اشخاص و داستان‌هایشان جداگانه اهمیت داد و اگرچه ممکن است پروسه بسیار طولانی‌تر شود، هر مورد را باید جداگانه  مورد بررسی قرار بدهیم تا بتوانیم درباره جان آدم‌ها و ارزش آن‌ها صحبت کنیم.

***

خودش (Herself)

این فیلم از فیلم‌های دیگری بود که نمایش اولیه آن در جشنواره ساندنس برگزار شد. داستان فیلم پیرامون ساندراست که بعد از برخورد خشونت‌آمیزی که شوهرش با او داشته خانه را ترک می‌کند و به همراه دو دخترش در یک هتل خراب‌شده زندگی را از نو شروع می‌کند. از یک طرف مجبور است که با دخترهایش تنها زندگی کند، از طرف دیگر با مشکل خانه روبروست، چرا که در دوبلین هستیم، جایی که پیدا کردن خانه بسیار دشوار است. ساندرا بعد از دیدن یک ویدئو تصمیم می‌گیرد که خانه‌ی خود را خودش بسازد و برآورد می‌شود که با مبلغ درحدود ۳۰ هزار دلار می‌تواند این کار را انجام دهد. ساندرا در نهایت با کمک دوستانش تصمیم می گیرد که به این ارزو جامعه عمل ببخشد . فیلم Herself بیش از هرچیز آدم را یاد بحران‌ خانه می‌اندازد که در دهه ۱۹۰۰ بر سطح وسیعی از آمریکایی شمالی حکم فرما بود. دوره‌ای که شهرنشینی گسترش زیادی پیدا کرده بود و مردم زیادی از روستاها به فضای شهری آمده بودند و بحران کمبود خانه وجود داشت. در دوره‌ای بسیار مرسوم بود که آدم‌ها با کمک یکدیگر خانه‌هایشان را بسازند. مهاجرهایی که می‌آمدند به هم کمک می‌کردند، هرکدام بخشی از کار را برمی‌داشتند و خانه‌های هم را می‌ساختند. در اینجا ما با همین استراتژی روبرو هستیم. در این این فیلم برخلاف فیلم‌هایی که درباره موضوعات طبقاتی در انگلستان ساخته می‌شود،  مثلا بر عکس فیلم های کن لوچ ،  با فضایی دوستانه‌تر آشنا می‌شویم. ما با بحران‌های اقتصادی روبرو هستیم، سیستم بی رحم اقتصادی را داریم اما در اینجا آدم‌ها نسبت به هم مهربان هستند، حتی آدم‌هایی که از لحاظ طبقاتی در وضع بهتری قرار دارند سعی می‌کنند به کسانی که برایشان کار می کنند کمک کنند. نسبت به کارهای مرسومی که در جامعه انگلستان پیرامون موضوعات طبقاتی می‌بینیدم، یک جور نگاه انسان دوستانه بیشتری در این فیلم وجود دارد. یک اعتقاد به خوبی انسان، به انکه نژاد انسانی می‌تواند به هم کمک کند.

***

موی بد (Bad Hair)

ساختن داستان‌هایی درباره‌ی ترس و وحشت در جامعه‌ی سیاه‌پوست‌های آمریکا در این سال‌ها رشد خوبی داشته و فیلم‌های موفقی همانند It Follows ساخته شده که هم مورد تحسین هنری قرار گرفتند و هم در جشنواره‌ها به خوبی دیده شدند. فیلم Bad Hair را می‌توانیم ادامه‌ای در این چارچوب ببینیم. فیلمی است پیرامون دختری که از موهایی برخوردار است که این موها حالت جن‌زدگی دارند و می‌توانند کارهای خشونت امیز را انجام بدهند. فیلمی است که از جذابیت خوبی برخوردار است، بخصوص در سینمای ترسناک آمریکا و کارگردان تلاش کرده ارتباطی با اسطوره‌ها و داستان های قدیمی بومی‌های آمریکایی ایجاد کند. یک دیالوگ کلیدی در فیلم وجود دارد که در آن گفته می‌شود «هیچ تمدنی بدون اینکه به سرکوب کردن افسانه‌ها و اسطوره‌های تمدن‌های دیگر بپردازد نتوانسته خودش را بر آن تمدن مسلط کند». در حقیقت این ایده را مطرح کرده که تمام ایده‌ها وعقایدی که در هر جامعه‌ای وجود داشته عقایدی بودند که می‌توانستند برجسته باشند، مورد احترام باشند، عقایدی هستند که در درون انها منطق وجود دارد، اما هر تمدن سرکوب‌گری که آمده آن‌ها را از بین برده است. گفته می‌شود که این عقاید و افکار گاهاً قابلیت این را ندارند که ما آن‌ها را درک کنیم یا بشناسانیم و باید که ماهیت رمز‌آمیزشان را قبول نماییم. در  فیلم فوق هم با یک فضای سحرانگیز برای این زن با موهایش روبرو می‌شویم و در طول داستان در پی آن هستیم که کشف نماییم چه اتفاقی برای این زن رخ داده است، هرچند که در نهایت خود زن هم به این واقعیت می‌رسد که نباید به دنبال چراها بود و باید این اتفاق و اسطوره را به همان شکلی که هست بپذیریم.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false