×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

false
true
true
سینمای پندآموز / چطور از فیلم‌ها درس زندگی بگیریم (شماره ۱)

آیا تماشای یک فیلم خاص می‌تواند زندگی ما را متحول کند؟ پاسخ مثبت است اما به سه شرط:

۱- چه فیلمی را انتخاب کنیم؟

۲- چگونه جنبه‌ها و درس‌های مثبت و الهام‌بخش آن را کشف نماییم؟

۳- چگونها آنها را در زندگی خود به کار ببریم؟

همان گونه که در شماره قبلی (پیش‌گفتار) اشاره کردم، فیلم‌های خوب (سرشار از پندهای الهام‌بخش و انگیزشی) می‌توانند سبب افزایش انگیزه، تغییر نگاه و نهایتا اصلاح گفتار، باورها و رفتارهای‌مان در جهت رشد و تعالی گردند. رسالت ما کمک به شما در راستای سه شرط فوق است. لذا در هر شماره، یکی از چنین فیلم‌ها را به همراه درس و نکته پشت آن معرفی نموده و مختصری راهکار اجرایی پیرامون آن گوشزد می‌نماییم. توصیه می‌شود فیلم را حتما ببینید، جهت آشنایی بیشتر با زوایای مختلف آن، یک یا دو نقد مرتبط با آن را مطالعه کنید و رهنمودهای ما را حداقل تا انتشار شماره بعدی به کار ببندید.

فیلم این شماره:

نام: فارست گامپ / Forrest Gump، محصول سال ۱۹۹۴ امریکا؛ برگرفته از رمان کمدی- درامی با همین نام

کارگردان: رابرات زمکیس / Robert Zemeckis

بازیگر نقش اول (فارست): تام هنکس / Tom Hanks

جوایز: نامزد ۱۳ اسکار و برنده ۶ اسکار

رتبه ۱۳ در بین ۲۵۰ فیلم برتر سینمایی جهان (۸٫۵ از ۱۰) در سایت IMDb

بارزترین نکته و درس زندگی: مثبت‌اندیشی (بر پایه مهربانی و زیبابینی علی رغم وجود انواع محدودیت‌ها)

خلاصه فیلم: ” فارست” پسری مهربان، زیبابین و با قلبی بزرگ و طلایی است که علی رغم برخورداری از ضریب هوشی پایین‌تر از سطح نرمال و مشکل حرکتی جسمی، با “دویدن” بر این محدودیت‌ها غلبه کرده و مبدل  به قهرمانی مشهور و ثروتمند می‌گردد.

رگه‌هایی از درس “مثبت‌اندیشی” در فیلم: فارست یک عمر به “جنی” خوبی و محبت می‌کند. نه تنها به خاطر این که این دخترک مهربان در روز اول آشنایی، صندلی خود را در اتوبوس به فارست داد، بلکه درس دویدن و هرگز ناامید نشدن را نیز برای او به ارمغان آورد. نگاه وی به جنی، متفاوت از نگاه‌های سایر پسرهای جوان جامعه، و سرشار از انسانیت و محبت “ذاتی” است. این فیلم لبریز از سکانس‌های فراموش‌نشدنی است. مثلا در جایی  فارست به جنی می‌گوید: “شاید من باهوش نباشم، اما می‌دونم عشق چیه”. آری برای خوشبختی قلبی بزرگ لازم است، نه هوش. در سکانسی دیگر جنی به فارست می‌گوید: “دوست داری کی باشی؟” فارست پاسخ می‌دهد: “مگه من قرار نیست خودم باشم؟” بله او همیشه و بی‌وقفه خودش است و نیازی نمی‌بیند که به زندگی انسان‌های موفقی نگاه کند که ضریب هوشی بالاتری دارند.

در جای دیگری از فیلم، فارست علی رغم محدودیت‌هایی که دارد، وقتی به دوستش قول می‌دهد که بعد از جنگ با هم قایق صید میگو بگیرند، حتی بعد از مرگ وی، با صرف روزهایی پر از مشقت، تنها به واسطه تسلیم‌ناپذیری، امید و مثبت‌اندیشی، به آن قول عمل می‌نماید. سر آخر این که: معروفیت و ثروتمندی فارست و ملاقاتش با رییس جمهمور آمریکا، علی رغم محدودیت‌های جسمانی و هوشی، همه نتیجه‌ی در آغوش کشیدن شرایط، عشق‌ورزی، مثبت‌اندیشی، زیبابینی، دویدن و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر او است، که در سر تا سر فیلم عیان هستند.

تمرین نحوه به کارگیری درس فیلم (مثبت‌اندیشی): تحقیقات ثابت نموده که مردم مثبت‌اندیش، از طول عمر بلندتر توام با شادی و سلامت بیشتر، در مقایسه با عموم برخوردار هستند. لذا باید از منفی‌گری و ناامیدی پرهیز نمود و مانند قهرمان فیلم فارست گامپ، دنیا را علی رغم محدودیت‌هایش، زیباتر از قبل ببینید. “چشمها را باید شست، جور دیگر باید نگریست”. سوال: چگونه؟ جواب: لطفا از امروز تا شماره بعدی  سینمای پندآموز،  سه راهکار زیر را به کار ببندید تا معجزه آنها را به عینه شاهد باشید:

۱- صبح خود را با قدردانی از داشته‌ها و موفقیت‌های به دست آمده آغاز نمایید. اگر نمی‌توانید از آنچه که امروز دارید خشنود باشید، قطعا از داشته‌های فردای خود نیز شاد نخواهید گشت. آقای جک کنفیلد یک توصیه بسیار ساده در این رابطه دارد؛ امتحانش نه تنها ضرری ندارد بلکه در شما یک عادت بسیار مفید و مفرح ایجاد می‌نماید. همین الان خواندن این متن را کنار بگذارید، خیلی خوب به اطراف خود نگاه کنید و از هر چیزی که می‌بینید تشکر کنید. برای مثال از موبایل خود تشکر کنید که به شما امکان این را داده تا با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار کنید. از مبل یا صندلی که روی آن نشسته‌اید به خاطر این که باعث راحتی شما شده تشکر کنید  اگر نبود قطعا به این راحتی زمان برای شما سپری نمی‌شد). از سقف بالای سرتان تشکر کنید که اگر نبود شما مانند بی‌خانمان‌ها در عذاب بودید. و همینطور از پیراهن، خودکار، کفش و… تشکر و قدردانی کنید؛ و اصطلاحا قدر داشته‌های خود را بدانید.

در گام دوم در ذهن‌تان به سراغ یادآوری موفقیت‌های کوچک و بزرگ‌تان رفته، خدا را شکر گفته و به خود به جهت دستیابی به آنها احسنت بگویید. یک روش بسیار موثر، تقسیم دوره زندگی‌تان به سه دوره زمانی تقریبا مساوی است. مثلا اگر هم اکنون سی و شش ساله هستید، به ۱۲ و ۲۴ و ۳۶ سالگی خود فکر کنید. روی کاغذ مهم‌ترین موفقیت‌هایی که نهایتا تا پایان هر یک از بازه‌های زمانی فوق به دست آورده‌اید را بنویسید. دو سه مورد برای هر کدام کافی است . مثلا تا ۱۲ سالگی، دوره ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذرانده‌اید‌، دوچرخه‌سواری یاد گرفته‌اید. از ۱۲ سالگی تا ۲۴ سالگی، مثلا لیسانس گرفته‌اید، نواختن پیانو را فرا گرفته‌اید، ازدواج موفقی داشته‌اید؛ و از ۲۴ تا ۳۶ سالگی، منزل ایده‌آل خود را خریده‌اید، شغل مناسبی دارید، تحصیلات‌تان را تمام کرده‌اید و …

این لیست را نگه داشته و هر روز نه تنها تک تک موارد آن را توام با شادی روخوانی و مرور نمایید، بلکه به خود یادآور شوید که علی رغم همه مشکلاتی که داشته‌ام، ولی باز هم موفق به کسب چنین موارد شده‌ام. بنابراین از امروز به بعد هم مشکلات نخواهند توانست جلوی موفقیت‌های آینده مرا بگیرند. من قصد دارم این لیست را با موفقیت‌هایی که انتظار من را می‌کشند، کامل و کامل‌تر نمایم. بعد چشمان خود را بسته و با لبخندی بر لب، فیلمی کوتاه از موفقیت‌های قبلی، فعلی و آینده در ذهن خود ببینید و با آن شاد شوید. فقط موفقیت‌ها، فقط موفقیت‌ها، فقط موفقیت‌ها. شما همانی می‌شوید که مدام به آن فکر می‌کنید.

۲- اتفاقات منفی را “درس‌ها و فرصت‌هایی جهت بهبود” بدانید. این خود شما هستید که تصمیم می‌گیرید تا اتفاقی را “بد” بنامید. بیایید آن را فرصتی برای ایجاد تغییر مثبت در زندگی قلمداد نماییم.

این نکته را به دقت در نظر گرفته و امتحان نمایید تا به صحت و سقم آن پی ببرید: “آدم‌های بد، رویدادهای ناگوار و اشتباهات گوناگون، آنقدر سر راه شما سبز شده و تکرار می‌گردند، تا شما درس لازم را از هر کدام‌شان فرا بگیرید. به محض این که درس‌شان را گرفتید، دیگر تکرار نخواهند شد و اذیت‌تان نمی‌کنند. وگرنه همواره محکوم به مواجهه و لمس آنها هستید”. برای خودِ من که بارها اتفاق افتاده، برای شما چطور؟ لطفا بار دیگر این جمله طلایی را بخوانید. بسیار خوب، حالا به آن فکر کنید و از حافظه خود کمک بگیرید. چند بار تا به حال از یک جا، یک شخص یا یک اشتباه  تکراری، ضربه خورده اید؟ اگر نهایتا محو شده‌اند، مهم‌ترین علت آن چه بوده؟ ولی اگر هنوز هم ادامه دارند، مهمترین علت آن چیست؟ در حالت اول، آیا این خود شما نبوده‌اید که عکس‌العمل خود را عوض کرده و با پند گرفتن از گذشته و تجربه تلخ خود، انتخاب بهتری نموده‌اید؟ و در حالت دوم (اگر هنوز ادامه دارند)، آیا زمان آن نرسیده که از گذشته پند گرفته، در عکس‌العمل و پاسخ‌های خود تجدید نظر نموده و روش جدیدی را انتخاب نمایید؟ امتحان کنید، با کمال تعجب همه آن مصیبت‌ها غیب‌شان می‌زند (چون دیگر خریداری ندارند، دیگر گوش شنوایی ندارند، دیگر جاذبه‌ای در شما نمی‌بینند).

۳- محیط درون و بیرون خود را آکنده از ورودی‌های مثبت نمایید. اگر در قالب اوقات اخبار ناگوار و ترسناک را دنبال می‌کنید و یا با دوستان بدبین و شاکی از زمان و زمین، هم‌نشین و هم‌کلام هستید، پس به اشتباه دارید نیمه خالی لیوان را می‌بینید و بر روی مشکلات متمرکز شده‌اید. به جای آن، نیمه پر لیوان را ببینید و روی راه‌حل‌ها متمرکز شوید.

مغز ما درست مثل یک کارخانه عمل می‌کند. پس با تزریق ورودی‌های مثبت و با ارزش (مواد اولیه مرغوب)، خروجی‌ها، تولیدات مثبت و با ارزش در زندگی‌مان داشته باشیم. شما باید مانند یک نگهبان باهوش و ایست بازرسی مجهز، مراقبِ هر آنچه که به مغزو ذهن خودتان (خط تولید) اجازه ورود می‌دهید باشید. مبادا افکار منفی، حتی آنچه که به خودتان می‌گویید و یا جملات و القائات منفی دیگران را همین‌طور بدون بازرسی و مراقبت، وارد این خط تولید حیاتی خود نموده و نه تنها تولیدات نامرغوب را شاهد باشید بلکه حتی سایر مواد اولیه مرغوب (افکار مثبت و انرژی‌بخش موجود) را نیز تحت تاثیر نقاط منفی قرار دهید. می‌گویید چگونه؟ یکی از راه‌حل‌های ساده این است که همواره از خود بپرسید آیا جنس و ماهیت این کلام یا فکر (چه مال خودم باشد و چه از دیگران)، از نوعی است که قرار باشد با آن نتیجه یا خروجی مثبتی به دست بیاید یا منفی؟ اگر مثبت بود، که با احترام اجازه ورود بدان بدهید و به سمت خط تولید هدایتش کنید، وگرنه سریعا از این گوش گرفته و از گوش دیگر (درب پشت کارخانه) با اردنگی بیرون بیاندازیدش و گرنه عین ویروس یا هکر خط تولید شما و نهایتا خروجی شما را دچار اشکال می‌نماید. پس مواظب باشید سر شیفت نگهبانی یک وقت حتی یک چرت کوتاه هم نزنید. احسنت به شما!

حبیب موسوی –  مربی موفقیت فردی و سازمانی، دارای مدارک مربی‌گری رسمی از «جک کنفیلد» (موسس آکادمیBreakthrough Change Academy )

true
true
true
true
  1. شاهین فرهنگ

    عالی و موفق باشی وحیدجان

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false