×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

false
true
true
چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم تورنتو تا ۵ سپتامبر آغاز نمی‌شود

چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم تورنتو تا ۵ سپتامبر آغاز نمی‌شود – و بلیط‌های اعضای TIFF تا ۳۱ اوت به فروش نمی‌رسند – اما تیمِ هنری Glob and Hill بیکار ننشسته‌اند. طی چند هفته گذشته، ما در حال نوشتن و سپس خراشاندن کاغذهای قرعه‌مان در مورد بهترین‌های TIFF بودیم و با ۲۴۵ حق انتخاب که امسال داریم، از دفترچه یادداشت‌ها و گوشی‌ها و کف دست‌های جوهری‌مان خیلی بیش از معمول استفاده شده است. در اینجا، اعضای تیم TIFF ما هرکدام فیلم‌هایی که بیشتر منتظر دیدن‌شان در جشنواره هستند را معرفی می‌کنند.

ناتالی اتکینسون

The Burnt Orange Heresy: مبتنی بر رمان فریبنده چارلز ویلفورد، پدر رمان مجرمانه مدرن میامی، ساخته شده؛ این طنز دنیای هنر، به خودی خود در بالای لیست فیلم‌هایی که باید ببینم قرار دارد. دلم برای فضای آفتابی و زرق و برقی فلوریدای جنوبی تنگ می‌شود (به ایتالیا نقل مکان کرده‌ام) اما بازیگران خوب‌اش، جای این کمبود را برای من پر می‌کنند. بله، آگاهم که Mick Jagger و Donald Sutherland در آن حضور دارند، اما این Elizabeth Debicki و Claes Bang هستند که این فیلم را برای من به صدر لیست می‌آورند.

Greed و Workforce و The Kingmaker و Made in Bangladesh: من اغلب رویای مقابله کردن با میلیاردرهایی مانند Amancio Ortega در زارا و Philip Green در تاپ شاپ را در مورد هزینه‌های انسانی که امپراطوری‌های فست‌فشن آنها ایجاد می‌کنند، در سر پرورانده‌ام. اما من با فیلم Greed از یکی از فیلم‌سازان محبوبم، مایکل وینترباتم، این کار را خواهم کرد. حسم می گوید که طنز Steve Coogan فقط نیش نمی‌زند، بلکه گلویم را از جا در میاورد و بعد که پیشتر می‌روم و فیلم مکزیکی Workforce و فیلم The Kingmaker لورن گرینفیلد (درباره ایملدا مارکوس) و فیلم Made In Bangladesh را هم می‌بینم، احتمالاً خودم آماده خواهم بود که پولدارها را بخورم.

بري هرتز

Color Out of Space: تماشای فیلم نیکولاس کیج در سال ۲۰۱۹ یک قمار است. اما آیا من نیکولاس کیج‌ای را خواهم دید که اگر فیلمنامه لازم بداند، مثل فیلم Mandy، مایل به دو تکه کردن قلبش است؟ یا آیا نیکلاس کیج‌ای که به دنبال دستمزدی که هر فیلمی برای او می‌آورد را خواهم دید؟ برای جدیدترین فیلم این بازیگر، Color Out of Space، من با احتیاط بر روی مورد اول شرط‌بندی می‌کنم، نه تنها به این دلیل که این فیلم انتخاب Midnight Madness جشنواره تورنتو، اقتباسی از H.P. Lovecraft است – بنابراین تضمین کننده دلهره‌ای جذاب است – که به این دلیل که نیکلاس کیج در این فیلم با ریچارد استنلی کارگردان آفریقای جنوبی همکاری می کند، که به نظر می‌رسد می‌تواند با تمایلات دیوانه‌وار کیج راه بیاید.

Anne at 13,000 ft: با هر فیلمساز زیر ۳۵ سال کانادایی که صحبت کنید – پیدا کردن آنها دشوار نیست، فقط به دنبال صبحانه‌های رایگان در زمان جشنواره TIFF باشید – نام یک نفر را بیش از بقیه خواهید شنید: Kazik Radwanski. این کارگردان تورنتویی دو درام تأثیرگذار و عالی و با بودجه کم ساخته است (Tower و How Heavy This Hammer)، و تصمیم دارد تا با فیلم Anne at 13,000 ft، بزرگترین اثر را از خود در برنامه Platform در TIFF امسال به جا بگذارد. شخصیت فیلم، با بازی بازیگر محبوب Deragh Campbell در نقش اصلی، نوید بهترین نمایش رادوانسکی از کسانی که در حاشیه جامعه هستند را می‌دهد.

Uncut Gems: به خاطر تمام شرارت هایی که Adam Sandler به جهان تحمیل می‌کند (وای خدا، یک‌باره یاد Murder Mystery نتفلیکس افتادم و حالا بسیار غمگین هستم)، به نظر می‌آید که می‌خواهد آن را با همکاری‌های کاملا منطقی و جذاب‌اش متعادل کند. حالا، مردی که با پل توماس اندرسون و فرانک کوراچی کار کرده است، دارد با جاش و بنی سفدی نیویورکی، در فیلم کمدی تاریک و طنز Uncut Gems همکاری می‌کند. یک فیلم دیگر با مثلاً تامارا جنکینز بازی کن و همه کارهای بدت بخشیده خواهد شد، آقای سندمن!

سایمون هوپ

Incitement: یارون زیلبرمن ، نویسنده و کارگردان اسرائیلی (که بیشتر به خاطر مطالعه در مورد نوازندگان آشفته سازهای تاری در A Late Quartet شناخته می‌شود)، با ران لشم، (خالق اثر اقتباسی محصول HBO از نوجوانان آشفته در Euphoria) برای چیزی که انتظار داریم مطالعه‌ای عجولانه از فوق ملی‌گرایی آشفته اسرائیلی باشد، همکاری می‌کند. این یکی برگرفته از یک داستان واقعی است: زیلبرمن به رادیکال شدن ییگال امیر، دانشجوی حقوق و یهودی ارتدکس که در نوامبر ۱۹۹۵، نخست وزیر اسرائیل، اسحاق رابین را ترور کرد و – متاسفانه – برای بسیاری از هم‌وطنان خود قهرمان شد، می‌پردازد. با توجه به دوران وحشتناک کنونی، ما قصد داریم دل به دریا بزنیم و فرض کنیم Incitement واقعاً فقط یک داستان در مورد اسرائیل نیست.

One Day in the Life of Noah Piugattuk: جدیدترین اثر از فیلمبردار سرخپوست، زاخاریاس کونوک، در ماه می در ونیز، اولین نمایش جهانی خود را در قالب یک پرده مرکزی در غرفه کانادا و نه با نمایش در سینما، داشت. هنرجویان – از نوع سرگردان‌شان، که به زور، تمایل به مکث چند دقیقه‌ای برای یک قطعه هنری را دارند، محکوم شدند به این که بنشینند و این درس دو ساعته تاریخ را به خودشان بدهند. در مورد آخرین خانواده سرخپوستی که در سال ۱۹۶۱ مجبور شدند از زندگی نیمه عشایری خود دست بکشد و به شهرک ایگلوولیک نقل مکان کنند. كیت تیلور روزنامه The Globe که این فیلم را در ونیز مرور میکرد، اعلام كرد كه این اثر دارای «اثر هیپنوتیزم در زمان واقعی» است. وقت دیدن آن در سینما رسیده است.

The Goldfinch: وقتی به رمان‌های اقتباسی برای سینما می‌رسیم، امید و آرزو جوانه می‌زند – معمولاً با نتایج مایوس‌کننده‌ای که باعث می‌شود ما تعهد کنیم که دیگر گول نخوریم. با این وجود، اینجا دست به دعا برداشته‌ایم که جان کرولی کارگردان Brooklyn و فیلمنامه‌نویس Tinker Tailor Soldier Spy پیتر استران می‌توانند این رمان ۸۰۰ صفحه‌ای دونا تارت که برنده جایزه پولیتزر است را ضربه فنی کنند. با لیستی از بازیگران که شامل آنسل الگورت، نیکول کیدمن، فین ولفهارد و جفری رایت و فیلمبرداری راجر دیکنزِ معروف است، این قصه‌ی از دست دادن و اشتیاق و سرقت هنری به نظر می‌رسد که مو لای درزش نمی‌رود. این همان چیزی است که ما را نگران کرده است.

یوهانا اشنلر

There’s Something in the Water: الن پیج شخصیتی است که برای ما تداعی‌کننده عبارت «نژادپرستی محیطی» است، به همین دلیل علاقمند هستم این فیلم را تماشا کنم؛ مستندی که او با همکاری و همراهی ایان دنیِل ساخته است. بر اساس مطالعات قابل توجهِ انجام شده توسط اینگرید والدرون، پیج به مناطق روستاییِ محل زندگی خودش، نوا اسکوتیا، سفر می‌کند، که شدیدا توسط پیشرفت‌های صنعتی سمی شده است. او کشف می‌کند که فاجعه عمدا به سمت مناطق دور دست، به ویژه محل زندگی افراد کم درآمد و غالبا سیاه‌پوست کشیده شده است. امیدوارم کنشِ سینماییِ این مستند منجر به اقداماتی عملی در دنیای واقعی گردد.

 Clifton Hill: چند سال پیش، مجمع منتقدین تورنتو (که من هم عضو آن هستم) به فیلم‌ساز اهل اونتاریو، آلبرت شین، جایزه ویژه Stella Artois Jay Scott را به عنوان هنرمندِ در حال ظهور اهدا کرد و من از این که چقدر درست عمل کرده بودیم هیجان‌زده هستم. فیلم دومِ او، In Her Place، مورد تشویق و تمجید زیادی قرار گرفت. اکنون مشتاق تماشای فیلم سوم او،  Clifton Hill هستم، که تریلرِ روان‌شناسانه‌ای است درباره زنی (Tuppence Middleton) که به خانه‌اش در Niagara Falls باز می‌گردد و قرار است آنجا همراه با مادر و خواهرش زندگی کند، اما از طرف دیگر این بازگشت باعث می‌شود تا برای او خاطرات ناراحت‌کننده‌ای از گروگان‌گیری‌ای که قبلا شاهد آن بوده تداعی شود. روایتی بسیار شبیه به آثار دیوید کراننبرگ، که تن من را به لرزه در می‌آورد.

No Crying at the Dinner Table: از آنجایی که همیشه مشتاق تماشای آثارِ فیلم‌اولی‌ها هستم، برنامه دارم که در سال جدید فیلم‌های کوتاهِ بیشتری ببینم. در مورد این فیلم از کارگردانِ اهل تورنتو، Carol Nguyen، تعریف‌های خوبی شنیده‌ام. او با خانواده ویتنامی-کانادایی خود در مورد یک آسیب روحیِ بین‌نسلی، و رازها و اندوه‌های ایشان، مصاحبه کرده است. همواره درام تاثیرگذاری در رازهای ناگفته‌ی آدم‌ها وجود دارد.

کیت تایلر

Guest of Honour: چه کسی ممکن است به فکرِ ساختن فیلمی درباره زندگی شخصی یک بازرس غذایی اهل کانادا بیفتد؟ البته که Atom Egoyan. او با این فیلم به TIFF بازگشته است. درامی درباره یک بازرس غذایی خاص که در تلاش است دختر خود را از یک اشتباه آگاه سازد، تا جایی که دخترش دلایل شخصی‌اش را برای این که احساس عذاب وجدان کند بیابد. بازیگر بریتانیایی، David Thewlis، در این فیلم نقش یک سرکرده‌ی مساله‌دار را بازی کرده و در این فیلم هم درون‌مایه‌های همیشگی فیلم‌های این کارگردان باز هم مشاهده می‌شود: عدم موفقیت در پشتیبانی از یک فرد آسیب‌پذیر، عدم توانایی در گذشتن از یک آسیب روحی، شکاف میان وظایف عمومی و رفتارهای شخصی. درون‌مایه‌ای که یک بار دیگر ما را با آزمون و خطای کارگردان در مورد اختلالات روانیِ انسانی مواجه می‌سازد.

Pain and Glory: اگر مهم‌ترین درون‌مایه هنر، خودِ هنر باشد، فیلم جدیدِ پدرو اَلمودوار نمایی جذاب از درونِ آن به ما می‌دهد. آنتونیو باندراس که برای نقش‌آفرینی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را در جشنواره کنِ امسال از آن خود کرد، نقش کارگردانی سال‌خورده و ناتوان را بازی می‌کند که تصمیم دارد دیگر فیلمی نسازد، تا جایی که یک سری از برخوردها با فیلم‌های قبلی او، ایده‌هایی برای ساخت یک فیلم جدید به او می‌دهد. فیلم شامل بخشی از یادآوری‌ها می‌شود – که در فلش‌بک‌های آن پنه‌لوپه کروز نقش مادر کارگردان را بازی می‌کند – و بخش دیگر شامل درامی امروزی است که در بر گیرنده صدای خسته و خش‌دار این نویسنده اسپانیایی می‌شود، که اعلام کرده الهام‌گرفته از زندگی واقعی خودش بوده است.

How to Build a Girl: صحبت از درون‌مایه‌های خسته شد، این فیلم به نظر می‌رسد به منتقدین یک لبخند رضایت‌بخش هدیه می‌دهد. فیلم بر اساس رمانی نیمه-زندگی‌نامه است که توسط روزنامه‌نگار بریتانیایی، Caitlin Moran، ساخته شده. فیلم به بلوغ رسانه‌ای نوجوانی تقریبا بزهکار می‌پردازد که خودش را با پرداختن به کنایه‌های نیش‌دار و بی‌رحم به عنوان یک نویسنده معترض نشان می‌دهد. Coky Giedroyc سعی کرده Beanie Feldstein را به عنوان دختری پر تلاش که سعی دارد بفهمد نقد کردن خوب است، اما ممکن است درون‌مایه سازنده‌ای نداشته باشد، کارگردانی کند.

برَد ویلر

Joker: بعضی‌ها استیو میلر را جوکر صدا می‌کنند. برای دیگران اما، هث لجر این چنین است؛ برای برخی دیگر هم ممکن است سزار رومرو این خاصیت را داشته باشد. با وجود زاویه نگاه فیلمِ مستقلِ تاد فیلیپس، الهام‌گرفته از سینمای اسکورسیزی، شوخی‌های آزاردهنده این شخصیت، با بازیِ خواکین فینیکس، احتمالا به زودی جوکر بودن را از آنِ خود می‌کند. او نقش مقابل بتمن را همچون یک کمدینِ بازنده و بیمارِ روانی بازی می‌کند که به زندگیِ مجرمانه پا گذاشته است. نمی‌توانم برای تماشای آن صبر کنم.

The Lighthouse: بر اساس تعاریف، فانوس‌های دریایی برای دور شدن ساخته شده‌اند. و حالا، تریلر روان‌شناسانه‌ای از رابرت ایگرز، فیلمی ۳۵ میلی‌متری سیاه و سفید، حتی دلایل بیشتری برای دور ماندن از این سازه‌ها برای ما آشکار می‌سازد. ویلم دافو و یک ستاره دیگر به نام رابرت پتیسن نقش گردانندگان فانوس دریایی را بازی می‌کنند که در جریانات قرن نوزدهمیِ جزیره New England آرام آرام دیوانه می‌شوند. منتقدین در کن از این فیلم بسیار تمجید کردند (و این تمجید تنها به دلیل سبیلِ متد اکتینگِ پتیسن نبود).

Desert One: کلیشه‌ای درباره حضور هلی‌کوپترها در فیلم‌ها در ۹۰ درصد موارد: سقوط؛ کینگ کونگ آنها را ریز ریز کرد، و در  Black Hawk Down هم نقشی بیش از این نداشتند. اما هلی‌کوپترها در دنیای واقعی هم سقوط می‌کنند، یکی از شناخته‌شده‌ترینِ آنها جایی بود که عملیاتِ نجاتِ Operation Eagle Claw تلاشی ناموفق در سال ۱۹۷۹ در یک جریان گروگان‌گیری در ایران داشت. مستندسازِ قابل، Barbara Kopple داستانِ شجاعت محکوم به شکستِ ماموریت ارتش امریکا را در این مستند روایت می‌کند.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false